کلاس ششمی ها
بالا بردن کیفیت اموزشی
درباره وبلاگ


بیشتر مطالب این وبلاگ مربوط به پایه ششم است. امیدوارم از مطالب این وبلاگ خوشتون بیاد.

مدیر وبلاگ : ارکیده
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما مردود کردن دانش آموز در پایه های چهارم، پنجم و ششم به پیشرفت او در آینده کمک می کند؟





شنبه دوازدهم فروردینماه سال 1396 :: نویسنده : ارکیده

مرد كری بود كه می خواست به عیادت همسایه مریضش برود.

 با خود گفت: من كر هستم. چگونه حرف بیمار را بشنوم و با او سخن بگویم؟ او مریض است و صدایش ضعیف هم هست.

 وقتی ببینم لبهایش تكان می خورد، می فهمم كه مثل خود من احوالپرسی می كند



ادامه مطلب


نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها : داستان های مثنوی، کتاب مثنوی معنوی، حکایت های زیبا و شیرین، داستان های مثنوی به زبان ساده،
لینک های مرتبط : گوهر پنهان، شیر بی سر و دم از کتاب مثنوی معنوی، داستان موش و گربه از کتاب کلیله و دمنه، داستانهایی از کلیله و دمنه، داستان مرد هیزم شکن، داستان کوتاه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست، ملا و شمع،
جمعه یازدهم فروردینماه سال 1396 :: نویسنده : ارکیده
روزی حضرت موسی به خداوند عرض کرد: ای خدای دانا وتوانا ! حکمت این کار چیست که موجودات را می‌آفرینی و باز همه را خراب می‌کنی؟ چرا موجودات نر و ماده زیبا و جذاب می‌آفرینی و بعد همه را نابود می‌کنی؟
خداوند فرمود : ای موسی! من می‌دانم که این سوال تو از روی نادانی و انکار نیست و گرنه تو را ادب می‌کردم و به خاطر این پرسش تو را گوشمالی می‌دادم. 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها : داستان های مثنوی، داستان های زیبا و شیرین به زبان ساده، کتاب مثنوی معنوی،
لینک های مرتبط : شیر بی سر و دم از کتاب مثنوی معنوی، داستان پادشاه جنگل از کتاب کلیله و دمنه، داستان مرد هیزم شکن، داستانهایی از کلیله و دمنه، داستان موش و گربه از کتاب کلیله و دمنه، ملا و شمع، داستان کوتاه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست،
پنجشنبه دهم فروردینماه سال 1396 :: نویسنده : ارکیده
در شهر قزوین مردم عادت داشتند که با سوزن بر پُشت و بازو و دست خود نقش هایی را رسم کنند, یا نامی بنویسند، یا شکل انسان و حیوانی بکشند. کسانی که در این کار مهارت داشتند «دلاک» نامیده می شدند. دلاک , مرکب را با سوزن در زیر پوست بدن وارد می کرد و تصویری می کشید که همیشه روی تن می ماند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها : داستان های زیبا و خواندنی، داستان های زیبای مثنوی، کتاب مثنوی معنوی به زبان ساده،
لینک های مرتبط : داستان پادشاه جنگل از کتاب کلیله و دمنه، داستان مرد هیزم شکن، داستانهایی از کلیله و دمنه، داستان کوتاه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست، ملا و شمع، داستان موش و گربه از کتاب کلیله و دمنه،
چهارشنبه نهم فروردینماه سال 1396 :: نویسنده : ارکیده
روزگاری شیری در جنگلی پادشاهی می‌کرد. او قدرتمند بود و هر روز از طرف حیوانات هدیه‌هایی به دستش می‌رسید، اما باز هم راضی نبود و با خودش فکر می‌کرد: «من باید برای خودم درباریانی داشته باشم که همیشه در خدمتم باشند
بعد از این فکر، شیر از روباه خواست تا پیش او بیاید. روباه آمد. شیر به او گفت: «ای روباه! همه می‌دانند که تو عاقل و زیرک هستی. من از تو می‌خواهم که مشاورم باشی


ادامه مطلب


نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها : کلیله و دمنه، داستان های کلیله و دمنه به زبان ساده، داستان پادشاه جنگل، داستان های شیرین و خواندنی برای بچه ها،
لینک های مرتبط : داستان مرد هیزم شکن، داستان کوتاه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست، ملا و شمع، کشاورز و روباه، داستانهایی از کلیله و دمنه، داستان موش و گربه از کتاب کلیله و دمنه،
شنبه پنجم فروردینماه سال 1396 :: نویسنده : ارکیده
این داستان
موش و گربه
در دل جنگل در زیر درختی زیبا ، موشی تنها لانه داشت . موش هر روز صبح با طلوع خورشید بیدار می شد و در پی جمع آوری غذا بود ، تا شب فرا می رسید و به لانه می رفت ، می خورد و استراحت می کرد . کمی آن طرف تر از درخت و سوراخ موش ، گربه ای زندگی می کرد . گربه ای چاق و پشمالو که مثل موش تنها بود . یک روز صبح که موش طبق معمول برای کار روزانه از لانه بیرون آمد ، چیز عجیبی دید . گربه در دام صیادی گیر افتاده بود . حالا دیگر او می توانست با خیال راحت و بدون ترس و اضطراب از لانه اش بیرون بیاید . 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها : داستان های کلیله و دمنه، داستان های زیبا و خواندنی، داستان های کلیله و دمنه به زبان کودکان، حکایت های شیرین، داستان موش و گربه،
لینک های مرتبط : داستان مرد هیزم شکن، داستان کوتاه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست، کشاورز و روباه، ملا و شمع، شعر گربه و موش عبید زاکانی، داستانهایی از کلیله و دمنه،
شنبه بیست و هشتم اسفندماه سال 1395 :: نویسنده : ارکیده
این داستان" دوستان در روز سختی شناخته می‌شوند "
موشی به نام زیرک در جایی که لانه ساخته بود با کبوتری به نام «طوقی»  کلاغ، سنگ‌پشت و آهویی دوست شده‌بود و روز و شب را در کنار آنان به آرامش می‌گذراند. روزی زاغ و موش و سنگ‌پشت در کنار هم نشسته و چشم به راه آمدن آهو بودند. اما او نیامد. آن‌ها برای آهو نگران شدند. موش و سنگ‌پشت به زاغ گفتند تا از آن بالا پیرامون را بنگرد. زاغ به هوا پرید و هنگامی که نگاه کرد، آهو را در بند شکارچیان، گرفتار دید. 


ادامه مطلب


نوع مطلب : کتاب داستان، حکایت، 
برچسب ها : داستان های کلیله و دمنه، داستان های زیبا و شیرین، داستان های کلیله و دمنه به زبان ساده،
لینک های مرتبط : داستان مرد هیزم شکن، داستان کوتاه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست، کشاورز و روباه، ملا و شمع، شعر گربه و موش عبید زاکانی،
جمعه بیست و هفتم اسفندماه سال 1395 :: نویسنده : ارکیده
دوستای خوبم سلام
تصمیم گرفتم به مناسبت تعطیلات نوروزی هر روز یک داستان برای شما در وبلاگ قرار بدم. امیدوارم داستان ها رو دوست داشته باشید.

داستان اول
مرد هیزم شکن
مردی هر روز صبح به صحرا می رفت ، هیزم جمع می کرد و برای فروش به شهر می برد . زندگی ساده اش از همین راه می گذشت . تنها بود و همین روزی اندک بی نیازش می کرد . آن روز به هیزم هایی که جمع کرده بود ، نگاه کرد . برای آن روز کافی بود . حالا باید به شهر بر می گشت . هیزمها را روی دوش گذشت و به راه افتاد . از دور سایه ای دید . ...


ادامه مطلب


نوع مطلب : حکایت، کتاب داستان، 
برچسب ها : داستان های نوروزی، داستان های شیرین، کلیله و دمنه، روزی روزگاری، هر روز یک داستان،
لینک های مرتبط : داستان کوتاه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست، کشاورز و روباه، ملا و شمع، داستان گرگ و الاغ، معنی حکایت علم و عمل، داستان های زیبا و شیرین، شعر گربه و موش عبید زاکانی،
دوشنبه هجدهم بهمنماه سال 1395 :: نویسنده : ارکیده

 

توی كشوری یه پادشاهی زندگی میكرد كه خیلی مغرور ولی عاقل بود

 یه روز برای پادشاه یه انگشتر به عنوان هدیه آوردند ولی رو نگین انگشتر چیزی ننوشته بود و خیلی ساده بود

شاه پرسید این چرا این قدر ساده است ؟

چرا چیزی روی آن نوشته نشده است ؟

فردی كه آن انگشتر را آوره بود گفت: من این را آورده ام تا شما هر آنچه كه میخواهید روی آن بنویسید

شاه به فكر فرو رفت كه چه چیزی بنویسد كه لایق شاه باشد و چه جمله ای به او پند میدهد؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها : هر هفته یک داستان، داستان کوتاه، حکایت، قند و عسل،
لینک های مرتبط : شعر گربه و موش عبید زاکانی، ﻣﻐﺮﻭﺭﻧﺒﺎﺵ...، ملا و شمع، کشاورز و روباه، یک قطره عسل، آرش کمانگیر، دانلود کتاب علی بابا و چهل دزد، کتاب دخترک کبریت فروش، داستان رفتار نیکان، داستان جوجه اردک زشت،
پنجشنبه سی ام دیماه سال 1395 :: نویسنده : ارکیده

" قطره عسل "

مردی صیاد در بادیه ها وحشیان صید می کرد . روزی در شکاف کوهی به زیر سنگ اندر ، عسل بسیار یافت . از آن عسل جمع آورده،در مشکی که با خود داشت بگذاشت و مشک به دوش گرفته،به شهر در آمد و 
آن صیاد :

                     شیر سگی داشت که چون پو گرفت

                                                 سایه خورشید بر آهو گرفت



ادامه مطلب


نوع مطلب : فارسی ششم، حکایت، 
برچسب ها : حکایت، حکایت یک قطره عسل، گوش کن و بگو فارسی ششم،
لینک های مرتبط : داستان رفتار نیکان، داستان حماسه هرمز، گوش کن و بگو فارسی ششم، دانلود فارسی پایه ششم،
جمعه بیست و چهارم دیماه سال 1395 :: نویسنده : ارکیده

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود.

هنگام برداشت محصول بود شبی از شب ها روباهی وارد گندمزار شد و بخش کوچکی از مزرعه را لگدمال کرد و به پیرمرد کمی ضرر زد.

پیرمردکینه روباه را به دل گرفت بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصمیم گرفت از حیوان انتقام بگیرد.

مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده به دم روباه بست و آتش زد.

روباه شعله وردر مزرعه به اینطرف وآن طرف میدوید وکشاورز بخت برگشته هم به دنبالش در این تعقیب و گریز گندمزار به خاکستر تبدیل شد.

 

وقتی کینه به دل گرفته ودر پی انتقام هستیم باید بدانیم آتش این انتقام دامن خودمان را هم خواهد گرفت بهتر است ببخشیم وبگذریم ... 





نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها : پندانه، کشاورز و روباه، قند و عسل، کینه توزی،
لینک های مرتبط : ملا و شمع، ﻣﻐﺮﻭﺭﻧﺒﺎﺵ...، داستان گرگ و الاغ، شعر گربه و موش عبید زاکانی، مناجات نامه نظامی گنجوی در نعت پیامبر اکرم(ص)، حکایت شرط آزادی، حکایت شیر گرگ و روباه، حکایاتی زیبا از گلستان سعدی،
جمعه بیست و چهارم دیماه سال 1395 :: نویسنده : ارکیده

در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد میشد.دوستان ملا گفتند:

 ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی ,ما یک سور به تو می دهیم و گرنه توباید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.

 ملا قبول کرد,شب در آنجا رفت وتا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت:

 من برنده... شدم و باید به من سور دهید.

ادامه مطلب


نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها : ملا و شمع، حکایت های آموزنده، پندانه،
لینک های مرتبط : ﻣﻐﺮﻭﺭﻧﺒﺎﺵ...، داستان گرگ و الاغ، شعر گربه و موش عبید زاکانی، مناجات نامه نظامی گنجوی در نعت پیامبر اکرم(ص)، حکایت شرط آزادی، نمونه آثار نثر کهن فارسی، حکایت شیر گرگ و روباه، حکایاتی زیبا از گلستان سعدی، شعر مارگیر و اژدها از کتاب مثنوی،
سه شنبه هجدهم آبانماه سال 1395 :: نویسنده : ارکیده

#ﻣﻐﺮﻭﺭﻧﺒﺎﺵ...

ادامه مطلب


نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها : شعر نو، غرور،
لینک های مرتبط :

جمعه بیست و سوم مهرماه سال 1395 :: نویسنده : ارکیده
در فارسی ششم  سال تحصیلی 95-96 در قسمت گوش کن و بگو به سه داستان اشاره شده است.

ادامه مطلب


نوع مطلب : فارسی ششم، حکایت، مطالب اموزشی، 
برچسب ها : داستان رفتار نیکان، حماسه هرمز، داستان حماسه ی هرمز، رفتار نیکان، فارسی ششم، گوش کن و بگو،
لینک های مرتبط : داستان رفتار نیکان، داستان حماسه هرمز، یک قطره عسل،
چهارشنبه بیستم مردادماه سال 1395 :: نویسنده : ارکیده
امروز یه داستان کوتاه و جذاب واستون میزارم.
داستان گرگ و الاغ




نوع مطلب : کتاب داستان، حکایت، 
برچسب ها : داستان های ایرانی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه چهاردهم مردادماه سال 1395 :: نویسنده : ارکیده
دو نفر زحمت بیهوده می کشند و تلاششان سودی ندارد:
یکی آن شخص که ثروت جمع می کند ولی نمی خورد، دوم آن شخص که درس می خواند و علم می آموزد اما به آن عمل نمی کند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : فارسی ششم، نکات مهم کتاب ها، حکایت، 
برچسب ها : بخوانیم، معنی شعر، حکایت، علم و عمل،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :