کلاس ششمی ها
بالا بردن کیفیت اموزشی
درباره وبلاگ


بیشتر مطالب این وبلاگ مربوط به پایه ششم است. امیدوارم از مطالب این وبلاگ خوشتون بیاد.

مدیر وبلاگ : ارکیده
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما مردود کردن دانش آموز در پایه های چهارم، پنجم و ششم به پیشرفت او در آینده کمک می کند؟





شنبه دوازدهم فروردینماه سال 1396 :: نویسنده : ارکیده

مرد كری بود كه می خواست به عیادت همسایه مریضش برود.

 با خود گفت: من كر هستم. چگونه حرف بیمار را بشنوم و با او سخن بگویم؟ او مریض است و صدایش ضعیف هم هست.

 وقتی ببینم لبهایش تكان می خورد، می فهمم كه مثل خود من احوالپرسی می كند

كر در ذهن خود, یك گفتگو آماده كرد. اینگونه:

من می گویم: حالت چطور است؟ او خواهد گفت(مثلاً): خوبم شكر خدا بهترم.

من می گویم: خدا را شكر چه خورده‌ای؟ او خواهد گفت(مثلاً): شوربا, یا سوپ یا دارو.

من می گویم: نوش جان باشد. پزشك تو كیست؟ او خواهد گفت: فلان حكیم 

من می گویم: قدم او مبارك است. همه بیماران را درمان می كند. ما او را می شناسیم. طبیب توانایی است.

 كر پس از اینكه این پرسش و پاسخ را در ذهن خود آماده كرد، به عیادت همسایه رفت و كنار بستر مریض نشست.

 

پرسید: حالت چطور است؟ بیمار گفت: از درد می میرم. كر گفت: خدا را شكر. مریض بسیار بدحال شد. گفت این مرد دشمن من است.


كر گفت: چه می خوری؟ بیمار گفت: زهر كشنده. كر گفت: نوش جان باد. بیمار عصبانی شد.


كر پرسید پزشكت كیست. بیمار گفت: عزراییل! كر گفت: قدم او مبارك است. حال بیمار خراب شد.


كر از خانه همسایه بیرون آمد و خوشحال بود كه عیادت خوبی از مریض به عمل آورده است. بیمار ناله می كرد كه این همسایه دشمن جان من است و دوستی آنها پایان یافت.


از قیـاسی كه بـكرد آن كـر گـزین

صحبت ده ساله باطل شد بدین

 

اول آنـكس كـاین قیـاسكـها نـمود

پـیش انـوار خـدا ابـلیس بـود

 

گفت نار از خاك بی شك بهتر است

من زنـار و او خاك اكـدًر است


بسیاری از مردم می پندارند خدا را ستایش می كنند، اما در واقع گناه می كنند. گمان می كنند راه درست می روند، اما مثل این كر راه اشتباه را می پیمایند.





نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها : داستان های مثنوی، کتاب مثنوی معنوی، حکایت های زیبا و شیرین، داستان های مثنوی به زبان ساده،
لینک های مرتبط : گوهر پنهان، شیر بی سر و دم از کتاب مثنوی معنوی، داستان موش و گربه از کتاب کلیله و دمنه، داستانهایی از کلیله و دمنه، داستان مرد هیزم شکن، داستان کوتاه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست، ملا و شمع،
جمعه بیست و پنجم فروردینماه سال 1396 06:29 قبل از ظهر
Excellent write-up. I definitely love this site.

Thanks!
چهارشنبه بیست و سوم فروردینماه سال 1396 11:20 قبل از ظهر
It's a pity you don't have a donate button! I'd most certainly donate to this fantastic blog!
I guess for now i'll settle for book-marking and
adding your RSS feed to my Google account.

I look forward to new updates and will share this
site with my Facebook group. Chat soon!
ارکیده thank you very much
چهارشنبه بیست و سوم فروردینماه سال 1396 07:33 قبل از ظهر
Thanks to my father who shared with me regarding this web site, this weblog
is in fact amazing.
ارکیده
Thank you for reading my blog and content you see
یکشنبه سیزدهم فروردینماه سال 1396 04:21 بعد از ظهر
آغاز و پایان جنگ توسط خون صورت می گیرد . همر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :