کلاس ششمی ها
بالا بردن کیفیت اموزشی
درباره وبلاگ


بیشتر مطالب این وبلاگ مربوط به پایه ششم است. امیدوارم از مطالب این وبلاگ خوشتون بیاد.

مدیر وبلاگ : ارکیده
نویسندگان
نظرسنجی
آیا در مدرسه شما زنگ ورزش معلم ورزش برای کار با دانش آموزان حضور دارد؟





شنبه بیست و هشتم اسفندماه سال 1395 :: نویسنده : ارکیده
این داستان" دوستان در روز سختی شناخته می‌شوند "
موشی به نام زیرک در جایی که لانه ساخته بود با کبوتری به نام «طوقی»  کلاغ، سنگ‌پشت و آهویی دوست شده‌بود و روز و شب را در کنار آنان به آرامش می‌گذراند. روزی زاغ و موش و سنگ‌پشت در کنار هم نشسته و چشم به راه آمدن آهو بودند. اما او نیامد. آن‌ها برای آهو نگران شدند. موش و سنگ‌پشت به زاغ گفتند تا از آن بالا پیرامون را بنگرد. زاغ به هوا پرید و هنگامی که نگاه کرد، آهو را در بند شکارچیان، گرفتار دید. 

بازگشت و دوستان را از آن آگاه کرد. زاغ و سنگ‌پشت به موش گفتند که در این کار تنها به تو امیدواریم زیرا چیزی از دست ما ساخته نیست، پس تا کار از دست تو نیز، بیرون نشده است، چاره‌ای بیندیش. موش با شتاب خود را به جایی که آهو بود رساند. از آهو پرسید، که ای برادر با این‌همه چالاکی، چگونه در دام افتاده‌ایی؟ آهو گفت: «در برابر تقدیر آسمانی که نه می‌توان آن را دید و نه هنگام آن را دریافت، باهوشی و زیرکی چه سود دارد؟» در این هنگام، سنگ‌پشت نیز از راه رسید. آهو گفت؛ «ای برادر، آمدن تو به این‌جا برای من دردآورتر از این دامی‌است که در آن گرفتارم، زیرا اگر شکارچی به اینجا بیاید و موش بندها را از پای من باز کرده باشد، من خواهم گریخت و زاغ به هوا خواهد پرید و موش به سوراخی می‌رود، اما تو ، نه توان پایداری داری و نه پای گریختن.» سنگ‌پشت گفت: «دوستان در روز سختی شناخته می‌شوند و زندگانی‌ای که در نبود دوستان سپری شود چه مزه‌ای دارد؟» سنگ‌پشت در این سخن بود که شکارچی سر رسید.

آهو بجست و زاغ پرید و موش در سوراخی شد. پس سنگ‌پشت با بگرفت و در توبره انداخت و رفت. زاغ و آهو و موش چون آن بدیدند، در اندیشه‌ی چاره‌ای نشستند. موش به آهو گفت که، تنها چاره‌ آن است که تو خود را بر سر راه شکارچی، بر زمین بیندازی و آن‌گونه نشان دهی که زخمی هستی و زاغ در کنار تو نشیند تا شکارچی بپندارد که زاغ می‌خواهد تو را بخورد. بی‌گمان او توبره‌ای را که سنگ‌پشت در آن است رها کرده و به سوی تو می‌آید. در آن هنگام تو لنگ‌لنگان از پیش او فرار کن، اما شتاب مکن تا از تو ناامید نشود. در آن هنگام من به بریدن بندهای سنگ‌پشت می‌پردازم.

آن‌ها این نیرنگ را به‌کار بستند و توانستند که سنگ‌پشت را آزاد کنند. شکارچی که آهو را به دست نیاورد، بازگشت و ناگهان بندهای توبره را بریده و سنگ‌پشت را نیافت. شگفت زده شد و پنداشت که این سرزمین پریان و جادوان است و باید هرچه زودتر از آن دور شود.

 





نوع مطلب : کتاب داستان، حکایت، 
برچسب ها : داستان های کلیله و دمنه، داستان های زیبا و شیرین، داستان های کلیله و دمنه به زبان ساده،
لینک های مرتبط : داستان مرد هیزم شکن، داستان کوتاه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست، کشاورز و روباه، ملا و شمع، شعر گربه و موش عبید زاکانی،
پنجشنبه بیست و نهم تیرماه سال 1396 01:14 قبل از ظهر
Great blog right here! Additionally your website rather a lot up fast!
What host are you using? Can I get your affiliate hyperlink to your host?
I want my web site loaded up as fast as yours lol
چهارشنبه بیست و سوم فروردینماه سال 1396 11:27 قبل از ظهر
We absolutely love your blog and find the majority of your post's
to be exactly what I'm looking for. can you offer guest writers to write
content for yourself? I wouldn't mind composing a post or elaborating on some of the subjects you write with
regards to here. Again, awesome web log!
ارکیده Thanks
i invited you as a guest writers
چهارشنبه بیست و سوم فروردینماه سال 1396 08:54 قبل از ظهر
I'm curious to find out what blog platform you're utilizing?

I'm experiencing some minor security problems with my
latest blog and I would like to find something more safe.
Do you have any suggestions?
ارکیده no i haven't
چهارشنبه بیست و سوم فروردینماه سال 1396 07:38 قبل از ظهر
With havin so much content and articles do you ever run into any issues
of plagorism or copyright violation? My website
has a lot of completely unique content I've either written myself or outsourced but it looks like
a lot of it is popping it up all over the internet
without my permission. Do you know any methods to
help reduce content from being stolen? I'd definitely appreciate it.
ارکیده I try to respect my copyright. It is better to prevent the copying paper to PDF Converter and insert your web address on it.
Normal is written about things that you can address your website hyper link.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :